|
خواهرکوچکم از من پرسید : پنج وارونه یعنی چه؟ من به او خندیدم کمی آزرده و حیرت زده گفت: روی دیوار و درختان دیدم . باز هم خندیدم . گفت: دیروز خودم دیدم پسر همسایه پنج وارونه به شیدا میداد !!! انقدر خندیدم که بهارک ترسید . بغلش کردم و بوسیدم و گفتم : بعد ها وقتی که باران بی وقفه سقف کوتاه دلت را خم کرد بی گمان میفهمی پنج وارونه چه معنا دارد . و تک بیتی از رهایی دورم از خود آنچنان امشب که باز از خود فراموشم تا خیالت را بغل گیرم بگیرد بوی آغوش تو آغوشم پسری مات زده، جاده ای سرما خورده به تنش پیرهن آبی راه راه خورده گذر ساعت هفت چشم به خط جاده پسر انگار که از حادثه ای جا خورده جاده از ساکتی و خلوت خود می کاهد کاغذی روی زمین خیس شده تا خورده رویش این بود" تو را دوست ندارم دیگر" شاید از دیدن این جمله چنین وا خورده آن طرف تر دختری پشت به کاغذ میرفت که به انگشت چپش حلقه ای زیبا خورده "اشتباه میکنم " این زمزمه ی پسر بود باورش نیست که از عاشقی تیپا خورده زیرپا کاغذ بر روی زمین را له کرد شاید او گفت که از ماست که بر ما خورده دخترک رفت و سپس پشت سرش تنها ماند پسری مات زده جاده ای سرما خورده + نوشته شده در 86/08/24 توسط محمد |
بهم هر چی که گفتی سعی کردم به حرفت گوش بدم ولی یک حرفت که هنوز نتونستم قبول کنم اینه که گفتی فراموشت کنم...!!! این کار خیلی سخته نمیدونم چه جوری این کاررا انجام بدم.؟ پس راه حل این کارم بگو ؟؟؟ با تمام بی کسی هایم کسی دارم هنوز + نوشته شده در 86/08/24 توسط محمد |
اگه تو حیاطی نشسته بودی، دیدی یه قاصدک خوشگل داره میاد طرف لبت، فوتش نکن چون من اونو برات فرستادم . اگر میبینی ساکتم ، آرامم و بی خیال بدان که عاشقم.... اگر میبینی در گوشه ای نشسته ام ، چشم به آسمان دوخته ام و ستاره ها را می شمارم بدان که عاشقم.... اگر میبینی در کناره پنجره ای نشسته ام و به صدای آواز مرغ عشق گوش میکنم بدان که عاشقم.... اگر میبینی همیشه حال و هوایم ابری و چشمانم بارانی است بدان که عاشقم.... اگر میبینی هنگام دعا کردن دستهایم را به سوی آسمان برده ام و با چشمان خیس حرفهایی را زیر لب زمزمه میکنم بدان که عاشقم... اگر میبینی همیشه سر به زیرم ، همیشه در فکر فرو رفته ام بدان که عاشقم.... اگر میبینی گل های باغچه را یکی یکی می چینم و دسته میکنم و با لبی خندان ترانه زندگی را میخوانم بدان که عاشقم.... اگر روزی دیدی دیگر در این دنیا نیستم بدان که..... بدان که از عشق تو مرده ام.... + نوشته شده در 86/08/24 توسط محمد |
دوستت ندارم به اندازه ي اقيانوس، . چون يه روز به آخرش میرسی . دوستت ندارم به اندازي خورشيد، . چون غروب ميكنه . دوستت دارم . به اندازي روت كه هيچوقت كم نميشه + نوشته شده در 86/08/22 توسط محمد |
دوستت دارم ، نه به خاطر شخصیت تو ، بلکه به خاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا می کنم. + نوشته شده در 86/08/13 توسط محمد |
نظرتون چیه ؟هرچی دل تنگت می گه بگو بدون کم وزیاد
+ نوشته شده در 86/08/12 توسط محمد |
تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. . تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد.
تنها به من بگو چه بايد مي کردم و نکردم! تنها لحظه اي در چشمان من نگاه کن و مردانه بگو که غير از عمر و جواني و شور عشق ديگر چه به پاي تو بايد ميريختم؟ من که در هر شرايطي در کنار تو ايستادم.... و شايد اشتباه من . اعتماد به تو بود! لحظه اي در چشمان من مردانه نگاه کن...
+ نوشته شده در 86/08/12 توسط محمد |
|