تبليغاتX
دهکده عشق
دهکده عشق

تا قیامت ....

هنوز به ياد غربتت هزار تا شعر تو دلمه

اما نمي خوام بگمش جاشون فقط تو قلبمه

فكر مي كني كه اين روزا، چرا شدم يه بي خيال؟

آخه مي خوام غم تو رو ، رنگ بزنم، رنگ محال

ميخوام ديگه بزرگ بشم از بچگي دست بكشم

مي خوام چشامو باز كنم به روياهام خط بكشم

دلم مي خواد داد بزنم غصه رو از ياد ببرم

وقتي مي پرسن عاشقي؟ بگم نه من مسافرم

مسافر شهر غريب، شهري كه اسمي نداره

اونجا بشم غرق سكوت، جايي كه دل كم نياره

نوشته شده در 87/05/18ساعت توسط محمد| |

اگه يه رششوز ديدي که وقتي داري رد مي شي بر مي گرده و نگات مي کنه

بدون براش مهمي

اگه يه روز ديدي که وقتي داري ميوفتي بر مي گرده و با عجله مي ياد سمتت

بدون براش عزيزي

اگه يه روز ديدي وقتي داري مي خندي بر مي گرده و نگات مي کنه

بدون واسش قشنگي

اگه يه روز ديدي وقتي داري گريه مي کني بر مي گرده و مياد باهات اشک مي ريزه

بدون دوستت داره

اگه يه روز ديدي وقتي داري با يکي ديگه حرف مي زني ترکت مي کنه

بدون عاشقته

اگه يه روز ديدي وقتي داري ترکش مي کني برات فقط سکوت مي کنه

بدون ديوونت

اگه يه روز ديدي که ازنبودنت داغون شده

بدون براش همه چي بودي

اگه يه روز ديدي که يه روز از بي تو بودن مي ناله

بدون بدونه تو مي ميره

اگه يه روز ديدي که بعد رفتنت لباس سياه پوشيده

بدون بدون تو مرده

اگه يه روز ديديش که يه گوشه افتاده و يه پارچه سفيد روش کشيدن

بدون واسه خاطر تو مرده...

نوشته شده در 87/05/08ساعت توسط محمد| |

سلام خوبید ؟؟؟
امیدوارم که حال همه شما خوب باشه

به وبلاگ من خوش امدید

فقط یه خواهش ازتون دارم به ادرس زیر برید و وبلاگ منو انتخاب کنید و رای بدید

تو رو خدا برید باشه؟؟؟؟؟؟؟
دوستتون دارم  

http://night-skin.com/topblog

نوشته شده در 87/05/03ساعت توسط محمد| |


نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

نوشته شده در 87/05/02ساعت توسط محمد| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت