تبليغاتX
دهکده عشق
دهکده عشق

تا قیامت ....

یاد بگیرم*

*یاد بگیرم:با جبرتولد آغاز شدم و با جبر مردن پایان می گیرم.

*یاد بگیرم:با اختیار این فاصله را پر کنم.

*یاد بگیرم:که قانون جبر را نشکنم.قانون اختیار را،شجاع و قوی زندگی کنم که

چشم را به همه خوبی ها و بدی ها بگشایم که عاشقانه ترین،والاترین،زشت ترین و

خشن ترین کلام بشری را بشنوم.که بدانم،بدانم و باز هم بدانم.

که اشک بریزم،بغض کنم،درهم شوم اما چشم نبندم.

*یاد بگیرم:که نمی توان به قلب بگویم نزن اما باید بگویم چگونه بزن 

*یاد بگیرم:فقط به آدم های درخشان خیره نشوم وحتی در چشمان ناتوان ترین

انسانها دنبال زیبایی بگردم.

*یاد بگیرم:بزرگی آنهایی که عمرشان صرف آدم های فراموش شده می شود و در

کارنامه شان،هیچ نابغه و دانشمندی نیست.

*یاد بگیرم:در هر کودکی دنبال رد پای کسی باشم که دنیا را قدمی به سمت نیکی می برد.

*یاد بگیرم:برای عشق ورزیدن منتظر نشوم تا گرفتاریهای هر روزه پایان یابد،که در

ضرباهنگ چالاک رگهایم نت های غم ها،شادی ها،امید هاو نا امیدی ها را

بشنوم و در سمفونی پر شکوه یک قلب دریایی اجرای همه حس ها را شاهد باشم.

*یاد بگیرم:که خطر نا شناخته را بپذیرم و از تلاش تن نزنم.

*یاد بگیرم:در کشاکش سختی ها،قوی و امیدوار باشم.

*و یاد بگیرم:مسئولانه تلاش کنم و مؤمنانه رها کنم که برای قدردانی داشته ها

 منتظر از دست دادن ها نشوم.

برای سپاسگذاری،چشم به راه اتفاقی عجیب نباشم و دعا کردن را تا زمان استیصال

 به تأخیر نیاندازم.

*و یاد بگیرم:((یک موجود خوب خدا باشم.))

نوشته شده در 87/12/26ساعت توسط محمد| |

خدا جون میشه تو امشب منو تو بغل بگیری؟
بگی آروم توی گوشم دیگه وقتشه بمیری
خدا جون میگن تو خوبی ، مثل مادرا می مونی
اگه راست میگن ببینم عشق من کجاست میدونی؟
خدا جون میشه یه کاری بکنی به خاطر من؟
من می خوام که زود بمیرم آخه سخته زنده موندن
من که تقصیری نداشتم پس چرا گذاشته رفته؟
خدا جون تو تنها هستی میدونی تنهایی سخته
زنده بودن یا مردن من واسه اون فرقی نداره
اون می خواد که من نباشم، باشه ،اشکالی نداره
خدا جون می خوام بمیرم تا بشم همیشه راحت
ولی عمر اون زیاد شه حتی واسه یه ساعت
خدا جون میشه تو امشب منو تو بغل بگیری؟
بگی آروم توی گوشم دیگه وقتشه بمیری
به تو که موندگاری................

 

نوشته شده در 87/12/26ساعت توسط محمد| |

امروز خوب میدانم ، که رفتن مرا میخواند . از تو همه خاطراتت میخواهم بگذرم ، توقف در این ایستگاه متروک مرا از قطار هم قطارانم سالها دور کرده است ، اما میخواهم بروم ، شاید روزی برسم ... شاید

نوشته شده در 87/12/23ساعت توسط محمد| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت