تبليغاتX
دهکده عشق
دهکده عشق

تا قیامت ....

قصه ی آن دختر را می دانی ؟
که از خودش تنفر داشت
که از تمام دنیا تنفر داشت
و فقط یکنفر را دوست داشت
دلداده اش را
و با او چنین گفته بود
« اگر روزی قادر به دیدن باشم
حتی اگر فقط برای یک لحظه بتوانم دنیا را ببینم
عروس حجله گاه تو خواهم شد »
 
***
و چنین شد که آمد آن روزی که یک نفر پیدا شد
که حاضر شود چشمهای خودش را به دختر نابینا بدهد
و دختر آسمان را دید و زمین را
رودخانه ها و درختها را
آدمیان و پرنده ها را
و نفرت از روانش رخت بر بست
 
***
دلداده به دیدنش آمد
و یاد آورد وعده دیرینش شد :
« بیا و با من عروسی کن
ببین که سالهای سال منتظرت مانده ام »
 
***
دختر برخود بلرزید
و به زمزمه با خود گفت :
« این چه بخت شومی است که مرا رها نمی کند ؟ »
دلداده اش هم نا بینا بود
و دختر قاطعانه جواب داد:
قادر به همسری با او نیست
 
***
دلداده رو به دیگر سو کرد
که دختر اشکهایش را نبیند
و در حالی که از او دور می شد
هق هق کنان گفت
« پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشی »
نوشته شده در 88/01/27ساعت توسط محمد| |

نمیدونم چرا من اینجام ؟؟؟
نمی دونم چرا دنیا اومدم ؟؟؟؟
خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

خدایا کمکم کن نمی دونم می خواهم چه کار کنم -هیچ کس هم نیست که بخواهم ازش کمک بگیرم نمی دونم چه کار کنم ؟؟؟زندگی داره سخت می شه نمی دونم چه کار کنم ؟؟؟کاشکی از این مرحله گذشته بودم

نمی دونم چرا اگه نتونم از این مرحله با موفقیت بگذرم چه کار کنم؟اگه نتونم ...دیگه نمی خواهم زنده باشم اخه برای چی باید زندگی کنم؟؟؟
خدایا منو کمک کن

دوست دارم اینده ی خوبی داشته باشم

دوست دارم گریه کنم

یه شب تا صبح گریه کنم

چه خوب میشه مگه نه؟؟؟؟؟؟

یه سوال از شما دارم به نظر شما زندگی یعنی چی؟؟؟

 

نوشته شده در 88/01/21ساعت توسط محمد| |

با تو هستم ای مسافر ای به جاده تن سپرده
ای که دلتنگی غربت منو از یاد تو برده منو از یاد تو برده
هنوزم هوای خونه عطر دیدار تو داره
گل به گل گوشه به گوشه تو رو یاد من می آره
باتومن چه کرده بودم که چنین مراشکستی
بی وداع وبی تفاوت سردوبی صداشکست سردوبی صداشکست
به گذشته بر میگردم به سراغ خاطراتم
تازه می شوددوباره ازتوداغ خاطراتم
به تو می رسم همیشه در نهایت رسیدن
هرکجاباشی وباشم به تو برمی گردم از من
این توئی همیشه ی من توی آینه تقدیر
با همه شکستم از تو نیستم از تو دست دلگیر
باتومن چه کرده بودم که چنین مراشکستی
بی وداع وبی تفاوت سردو بی صداشکستی سردو بی صداشکستی

نوشته شده در 88/01/18ساعت توسط محمد| |

باور کن که دوستت دار م ای تنها بهانه برای زنده بودنم ، نفس کشيدنم دوستت دار م .... ای اميد و آرز وی من ، دنيای من دوستت دار م.... ای تو به زيبايی يک گل سرخ ، به پاکی يک چشمه زلال ، به لطافت باران بهار دوستت دار م.... ای تو فصل بهار م ، هميشه يار م ، همدم اين دل پاره پاره ا م دوستت دار م.... ای تو آرامش وجودم ، همه بود و نبود م ، هستی و تار و پودم دوستت دار م.... ای تو طلوع زندگی ا م ، ناجی لب تشنگی ا م دوستت دارم.... ای تو عشق زندگی ا م ، هميشگی ا م ، ماندنی ا م دوستت دار م.... دوستت دار م

نوشته شده در 88/01/06ساعت توسط محمد| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت