تبليغاتX
دهکده عشق
دهکده عشق

تا قیامت ....

شیشه ای می شکند...

یک نفر می پرسد:چرا شیشه شکست؟

مادر می گوید شاید این رفع بلاست.

یک نفر زمزمه کرد:باد سرد وحشی مثل یک کودک شیطان

آمد.شیشه ی پنجره را زود شکست.

کاش امشب که دلم مثل آن شیشه ی مغرور شکست،

عابری خنده کنان می آمد،تکه ای از آن بر می داشت مرهمی بر دل تنگم می شد.

اما امشب دیدم،هیچ کس هیچ نگفت غصه ام را نشنید...

از خودم می پرسم آیا ارزش قلب من از شیشه ی پنجره هم کمتر است؟!

دل من است شکست اما،هیچ کس هیچ نگفت و نپرسید

                                                                      چرا؟؟؟؟؟

 

نوشته شده در 88/04/30ساعت توسط محمد| |

از این دله تنگ هر چه بگی بازم کمه

 توی دفتر ثبت دلتنگی ها

 میخوام جملتو تموم کنم اما نمیشه

 میخام دیگه بس کنم اما انگار

 خود دل میگه بگو

بیشتر از غم من بگو

بگو برای همگان تا بدانند

  دل تنهاترین است

و این تنهاترین بهترین است

و روزی که دفتر ثبت دلتنگی ها را دیگران ببینند

 روزیست که من دیگه نیستم

 و شاید این نوش دارویی باشد پس از مرگ دل

نوشته شده در 88/04/23ساعت توسط محمد| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت